تحلیلی تجربی از رابطه علی بین آموزش عالی و رشد اقتصادی در کشورهای بریکس
تحلیلی تجربی از رابطه علی بین آموزش عالی و رشد اقتصادی در کشورهای بریکس
نویسندگان: ظهیرالدین محمد موصیب، کایلاش چاندرا پرادان
مجله: Transnational Corporations Review
جلد و شماره: جلد ۱۶، شماره ۳، سپتامبر ۲۰۲۴
این مقاله به درک نقش توسعه سرمایه انسانی در اقتصادهای نوظهور، بهویژه در چارچوب کشورهای بریکس، کمک میکند. با استفاده از نسبت ناخالص ثبتنام (GER) به عنوان شاخصی برای مشارکت در آموزش عالی و تولید ناخالص داخلی (GDP) برای سنجش رشد اقتصادی، این مطالعه وابستگی متقابل بین نظامهای آموزشی و نتایج کلان اقتصادی را بررسی میکند. تحلیلهای سری زمانی با بهکارگیری مدلهای تصحیح خطای برداری (VECM) و مدلهای خودرگرسیون برداری (VAR)، هم ارتباطات علّی دوسویه و هم یکسویه بین آموزش عالی و رشد اقتصادی را آشکار میسازند. این یافته نشان میدهد که سرمایهگذاری در آموزش دانشگاهی میتواند مستقیماً بر توسعه اقتصادی ملی تأثیر بگذارد و بالعکس.
تحلیل دادههای تابلویی با استفاده از مدل خودرگرسیون برداری تابلویی (PVAR) نشان میدهد که تأثیر آموزش عالی بر رشد اقتصادی، از اثر معکوس آن (تأثیر رشد اقتصادی بر آموزش عالی) معنادارتر است. این نتیجه بر اهمیت حیاتی تقویت نظامهای آموزش عالی به عنوان ابزاری راهبردی برای توسعه اقتصادی پایدار در کشورهای بریکس تأکید میورزد. با کمّیسازی رابطه آموزش و اقتصاد، این مطالعه شواهد تجربی ارائه میدهد که از اقدامات سیاستی در راستای بهبود دسترسی، کیفیت و ظرفیت آموزش عالی برای تحریک رشد اقتصادی بلندمدت حمایت میکند.
این پژوهش با بحثهای گستردهتر در اقتصاد توسعه و نظریه سرمایه انسانی همسو است و این ایده را تقویت میکند که سرمایهگذاری راهبردی در آموزش برای پرورش اقتصادهای رقابتی و دانشبنیان در «جنوب جهانی» ضروری است.
نظر شما :